![]() |
![]() |
|
|
خودم و مدرسه و کنکورو اینا...:
شبها منم و حجره ای و شمع و کتابم و ان سوی افق مرغ حق وناله ی شبگیر.
در وصف دروس امسال: گر کسی از تنگی نان جان سپرد قاتل او جامعه باید شمرد
سلام چطورین؟من خوبم به جز مشکل کم خوابی دیگه هیچ غمی نیست جز دوری شما یه عالمه خیلی ،رشته ام و دوست دارم معلمامونم خوبن به جز دوتاشون دینی وادبیات. معلم ادبیاتمون سه شنبه اومد سر کلاس نشست وشروع کرد:(( خانوما توجه کنید من نمره ی کمتر از ۱۸ قبول نمی کنم یعنی نباید کمتر از ۱۸ بشید متوجه شدید؟)) یه نمی ساعتی گذشت دیدم یه دفعه داد زد:(( اخخخخخخخ)) من که فک کردم سکته رو کرده و انالله خلاصه نگاش کردیم دیدم سرشو گرفته چهره درهم قیافه کج و اینا بعد از چند دقیقه ای :(( فک کنم روزه گرفتم ضعیف شدم هیچ سالی اینجوری نمی شدم ها)) لازم به ذکره که ساعت اخر باهاش کلاس داشتیم خلاصه گذشت و وسط معنی کردن شعر بود که دیدم آینه اشو دراورد و شروع کرد خودشو نگا کردن و با صورتش ور رفتن من که دیگه داشتم از خنده منفجر میشدم . (( بچه ها نمی دونم چی شده اینگار این قسمت لبم بی حسه فک کنم چون سحری نخورم اینجوری شده مثل اینکه امپول بی حسی زده ان.)) یکی از بچه ها از ردیف وسط گفت:(( بله خانوم مام پاهامون بی حس شده)) خلاصه کلی خندیدیم وقتی داشتیم می رفتیم خونه تازه یادمون افتاد بابا طرف اصلا فامیلشم سره کلاس نگفته از بس هول بوده. خوب برای امروز بسه تا بعد نماز روزه هاتونم قبول منو بدعائید
ادامه مطلب |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عاشق کسی شده ام .وتنها عاشق او بودن کافی است.
|
|
RSS
|