سیب درختان می رسد و چرخ می زند تا به زمین برسد به زمین می رسد و له می شود خورده می شود کلاغی می آید شاید هم پلاسید سیب است ما میریم دانشگاه و می یایم و بعضی روزها تعطیلیم خدا روزها ساعت ها و دقیقه ها سپری می شوند و زمان هفته ها و ماه ها و سال ها از دست می روند با کلمات بازی می کنیم و دست یکدیگر را می فشاریم قدم میزنیم و به چشم یک دیگر می نگریم تاریخی می سازیم و می شکنیم می خندیم و شادی می کنیم من و تویی می شویم و سپری مکنیم روزگار را آنچنان که دوست داریم گاه با شادی گاه با ناراحتی بدی و خوبی خواب و بیداری و هر چه که تو هستی یا تو یا تو... زمان رمز ماست گذر زمان در مشت هیچ کس نیست حتی تو! 


| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






